بیست و نهمین سالگرد هجرت و شهادت معلم شهید دکتر علی شریعتی گرامی باد
         

بسم الله الرحمن الرحیم
بیست و نهمین سالگرد هجرت و شهادت معلم شهید دکتر علی شریعتی گرامی باد

باید ببینیم حکومت مذهبی چیست؟حکومت مذهبی رژیمی است که در آن به جای رجال سیاسی ، رجال مذهبی (روحانی) مقامات سیاسی و دولتی را اشغال میکنند و به عبارت دیگر حکومت مذهبی یعنی حکومت روحانیون بر ملت . آثار طبیعی چنین حکومتی یکی استبداد است ، زیرا روحانی خود را جانشین خدا و مجری اوامر او در زمین میداند و در چنین صورتی مردم حق اظهار نظر و انتقاد و مخالفت با او را ندارند، یک زعیم روحانی خود را به خودی خود زعیم میداند به اعتبار اینکه روحانی است و عالم دین نه به اعتبار رأی و نظر و تصویب جمهور مردم بنا بر این یک حاکم غیر مسئول است و این مادراستبداد و دیکتاتوری فردی است و چون خود را سایه و نماینده خدا میداند ، بر جان و مال و ناموس همه مسلط است و در هیچ گونه ستم و تجاوزی تردید به خود راه نمی دهد بلکه رضای خدا را در آن میپندارد .گذشته از آن برای مخالف برای پیروان مذاهب دیگر حتی حق حیات نیز قائل نیست .

انها را مغضوب خدا گمراه نجس و دشمن راه دین و حق میشمارد و هرگونه ظلمی را نسبت به آنان عدل خدائی تلقی میکند . خلاصه حکومت مذهبی همان است که در قرون وسطی کشیشان داشتند و ویکتور هوگو آن را به دقت ترسیم کرده است. اما در اسلام چنین بحثی اصولا مطرح نیست زیرا عمال حکومت مذهبی در جامعه اسلامی وجود ندارد و سازمانی به نام روحانیت نیست و کسی روحانی حرفه ای نمیشود ، هرکس مستقیما با او در تماس است.

تحصیل علوم مذهبی در انحصار عده خاصی نیست و تحصیل علم بر هر فردی از زن و مرد به قدر لازم و اجب است و اصول اعتقادی مذهب تقلید بردار نیست و تبلیغ مذهبی و اصول اخلاقی یک وظیفه عینی و عمومی است و افراد خاصی رسما مأمور این کار نیستند . بنا بر این آخوند رسمی ، مبلغ رسمی ، شفیه و واسطه رسمی وجود ندارد ، همه سربازند و در عین حال مبلغ خلق و رابط با خالق و متفکر منفرد و مستقل و مسئول اعمال و عقاید خویش در مذهب. این است آن بعد اندیویدوآلیستی و لیبرالیسم انفرادی اسلام که آمریکا افتخار خود را در انتساب دروغین خود بدان مکتب میداند و این است مبنای دموکراسی انسانی که آزادی فرد در برابر قدرت و مرکزیت جامعه تأمین میشود. م.ج 22 ص 197 و198
29 خرداد 56 یاد آور شهادت معلمی است در هجرت که نسل مخاطب اش دانشگاه را سنگر ازادی کرد و انقلابی در این عصر خشونت و انتقام موجب گردید که در آن گل بر گلوله پیروز شد.

معلم شهید دکتر علی شریعتی در تدارک این کارزار سترگ با توجه به نقد عمیق و هوشیارانه اش به دو خط مشی دیگر مبارزاتی ..( مشی مسلحانه و مشی رفرمیسم پارلمانتاریسم به تنهائی قلم میزد و سخن میگفت. او با توجه به فعالیتهایش در کنفدراسیون و آشنائی با صاحبان فکر از حوزه ها دیگر جوامع تحت سلطه و اشراف عمیق اش بر مکتب رهائبخش اسلام و آموزه های انسان ساز او ، طرح چه باید کرد خود را با درسهاس اسلام شناسی در حسینیه ارشاد آغاز کرد و هزاران دانشجوی تشنه حقایق مکتب وحی را مخاطب خویش ساخت. و در حداقل زمان ممکن توانست ارنجاع حوزه ای ( آخوندیسم) و دستگاه کودتا را در بن بست قرار دهد . بطوریکه با استدعای عاجزانه رهبران آخوندیسم از استبداد وقت معلم بازداشت و زندانی شد و سپس با وساطت وزیرخارجه دولت الجزایر که از دوستان دکتر در مقطع اقامت و فعالیتش در فرانسه بود شبانه از زندان رهائی یافت و توانست با نام مستعار از کشور خارج گردد.

ولی او که طرح اسلام منهای آخوند را تعقیب میکرد و نسلی را در کشور اسیر شاه و شیخ به درجه ای از آگاهی رسانده بود که دیگر امکان کنترلشان برای باند های مافیائی آخوندیسم نبود ، در مقر پرورش آخوند حرفه ای به شهادت رسید . سازمانها و گروههای متعددی بعد از شهادت او بر مبنای تفکر و شیوه مبارزاتی معلم در بهار کوتاه مدت آزادی اعلام موجودیت کردند ..بطوریکه سازمانهای رقیب و مدعی رهبری نسل انقلاب ضمن استفاده از آموزه های دکتر برای تغذیه طرفداران خود ..برای سیادت هزمونیک خویش مدعی شدند که خود به تنهائی رهبر و شاخص نسل انقلابند.

و باند خمینی که به ناحق و با توطئه حساب شده رهبری انقلاب را از آن خود نموده بودند تفکر شریعتی را بلائی تلقی میکرد که باید هر چه زودتر از شر آن رهائی یافت .. با سرکوبی نسل انقلاب که در حوزه شناخت اسلام محمدی- علوی از آموزه های معلم شهید سیراب میشدند خمینی در رهبریت آخوندیسم اعلام کرد که اسلام منهای آخوند یعنی کشور منهای طبیب و در نهایت همین استبداد رأی و دعوی ولایت مطلقه آخوندیسم از موضع فرعونیت .. 30 خرداد را در تاریخ ما رقم زد و آقای ابوالحسن بنی صدر به عنوان رئیس جمهور وقت که مورد حمایت نسل انقلاب بود در رویاروئی با باند ولایت مطلقه که بسیار ی از نهاد های دولتی را در اختیار داشتند سرانجام با حکم ولایت مطلقه روبرو شد و سازمان مجاهدین که قویترین و گسترده ترین تشکیلات و سازماندهی را داشت در حمایت از رئیس جمهور و مخالفت با ولایت مطلقه ..تظاهرات مسالمت آمیز و قانونی 30 خرداد را سازماندهی کرد .

این تظاهرات قانونی و مسالمت امیز به وسیله مافیای حاکم سرکوب و بسیاری از دستگیر شده گان حتی زخمی نیز به جوخه ها اعدام سپرده شدند. آخوندیسم خائن به آرمانهای انقلاب 57 برای تحکیم پایه های قدرت خویش ..از هیچ دنائتی در سرکوبی این نسل فرو گذار نکرد تا اینکه نیروی مقابل نیز ..دچار اشتباه در محاسبه گردید و 30 خرداد با اطلاعیه شماره 25 سیاسی نظامی از سوی سازمان نسل انقلاب را که تنها تضمین برای دستیابی به آرمانهای انقلاب از جمله یک حاکمیت مردمی بود دریک جنگ نابرابر وارد صحنه کرد و این نسل حداکثر بها را برای افشای ماهیت ددمنش آخوندیسم پذیرا شد.

اینک در مقطعی به گرامیداشت 29 خرداد سالروز شهادت معلم انقلاب در غربت و 30 خرداد و 4 خرداد .. شهادت بنیانگذران کبیر سازمان مجاهدین .. شهید حنیف و یارانش .. مینشینیم که آرمان و اهداف آنان همچنان به عنوان خواست محوری یک خلق از بیان دانشجو و معلم و کارگر در تظاهراتها و اعتراضات و میادین اعدام و شکنجه فریاد میشود .. حاکمیت ملی و استقرار حکومت قانون .. در این میان عده ای نیز که روزی در پیگیری این آرمان و اهداف با دعوی پیروی از اصول و برنامه های این بزرگان .با مردم و نسل انقلاب همصدا و همسو بودند .. هرکدام در برهه ای با دل خوش کردن به وعده ای و یا تسلیم ذلت بار به مافیای حاکم ..همچنان از نام و یاد این بزرگان برای خود نام و نانی تهیه و تدارک میبنند ولی معلم شهید عرفان برابری آزادی با تدوین 35 جلد اثر پیشاپیش عذر این مدعیان را خواسته و توطئه های آنها را پاسخ داده است .. از همین رو باید باز هم از موضع تذکر بدانان یاد اور شد که شعار استراتزیک معلم شهید .. رهائی اسلام از زندان آخوندیسم بوده و در مقابل این خواست محوری او شما با هرنیتی قادر نخواهید بود روزی از تفکر او .. جامعه مدنی خاتمی گونه بسازید و روزی دیگر با پسوند نام شریعتی .. عده ای دانشجوی اسیر در سانسور و ارعاب آخوندیسم ..را شریعتی زدائی کنید .. دانشجوی شهید عزت ابراهیم نژاد . که در اولین قیام حماسی نسل دوم توسط ..مافیای حاکم به شهادت رسید ..گواه حقانیت این نسل است فریاد های او و پیشکسوتانش هنوز در فضای دانشگاه . در جولان است . و یا آنانیکه در ایمان به ارزشهای انسان ساز و جامعه پرداز .. اسلام رهائبخش ..از طریق مغلطه های .. موسوم به مدرن و پست مدرن خواهان لائیسیزه کردن اندیشه شریعتی بوده تا بتوانند طرح استعماری .. آخوندی .. جدائی دین و دولت یا دین و حکومت را از آن اسخراج کنند و اسلام را هم چنان در زندان حوزه و آخوندیسم حوزه ای به بند کشند.

هرچند که از سخنرانهای مأمور و معذور جز این هم نمیتوان انتظار داشت .. اگر کسی یا کسانی امروز در هر حوزه ای از آشنائی و باور به اندیشه های معلم شهید و بانی .{ تز اسلام منهای آخوند} توانائی همراهی با کاروانی را ندارند که با گذر از تجربه های دهشتناک فاشیزم آخوندی تحقق دموکراسی توحیدی را در چشم انداز میبینند ، شایسته آن است که به ضعف و واماندگی خویش اعتراف کرده و مشغول به امور محوله ای گردند که بدان مأمورند.

در مقطعی که مردم ایران بعد از آزمون بیست و چند ساله حاکمیت قرون وسطی آخوندیسم در تلاش برای استقرار حاکمیتی بر مدار قانون و اعلامیه جهانی حقوق بشر در کشور خویش هستند .. دستیابی به این امر مهم همه نیروهای سیاسی وفادار به ارمانهای انقلاب 57 را به یک اتحاد استراتزیک برای تدارک یک رفراندوم تحت نظر نهاد های بین المللی فرا میخواند .. پایبندی مراجعه به آراء مردمی که صاحب اصلی آن کشور هستند، و حداکثر قیمت را نیز در تاریخ خود برای استقرار آزادی پرداخته اند بزرگترین ویزه گی برای مردمی بودن هر نیروی سیاسی است

زنده باد دموکراسی توحیدی سرنگون حاکمیت فرعونی آخوندیسم

نهضت تشیع علوی ------ خرداد 1385 برابر با جون 2006